تحلیل فیلمتلوزیونسواد رسانه ای

بلاهت خنده دار

در سکانسی که قرار بود چشم پویا توسط پزشک معاینه شود، فیروز علامتها را با تقلب به پویا می‌رساند؛‌ درست است که مثلا از روی دلسوزی این کار را می‌کند ولی منطقی نیست پدری که دلسوز فرزندش است و در سکانسی دیگر برای سلامتی پسرش مانند ابر بهار اشک میریزد، در این سکانس اینگونه در حق فرزندش نامهربانی کند؛ چرا که این کار بیماری او را مخفی می‌کرد وبه ضررش تمام می‌شد به نظر می‌رسد که پرداخت اینگونه به طنز به نوعی تناقض شخصیت‌ها به حساب می‌آید و حس هم‌ذات پنداری مخاطب را به چالش می‌کشد.

 دودکش - طنز --بلاهت- هومن برق نورد

یکی از ابعادی که بار طنز را در سریال دودکش به دوش کشید، بلاهتی است که از بعضی شخصیتها شاهد بودیم که صحنه‌هایی عجیب و دور از منطق را رقم زد.

یکی از ابعادی که بار طنز را در سریال دودکش به دوش کشید، بلاهتی است که از بعضی شخصیتها شاهد بودیم که صحنه‌هایی عجیب و دور از منطق را رقم زد. مثلا در سکانسی که خاله‌ی نصرت توسط جرثقیل از کوچه به داخل خانه آورده می‌شود، وقتی خاله تقاضا می‌کند که قرصش را بدهند تقریبا همه به تکاپو می‌افتند که نردبان بگذارند و کسی بالا رود تا قرص را به او برساند و به خاطر همین کار هم کارگر فیروز از نردبان می‌افتد و صدمه می‌بیند؛ در حالی  که در آن شرایط که نردبان گذاشتن ریسک پذیری بالایی داشت نیازی به این کار نبود و صرفا با پرت کردن قرص به سمت جرثقیل، قرص به دست خاله می‌رسید. این نمونه‌ای از مواردی بود که بلاهت شخصیتها ، دستمایه صحنه خنده دار شده است.
یا مثلا در سکانسی که قرار بود چشم پویا توسط پزشک معاینه شود، فیروز علامتها را با تقلب به پویا می‌رساند؛‌ درست است که مثلا از روی دلسوزی این کار را می‌کند ولی منطقی نیست پدری که دلسوز فرزندش است و در سکانسی دیگر برای سلامتی پسرش مانند ابر بهار اشک میریزد، در این سکانس اینگونه در حق فرزندش نامهربانی کند؛ چرا که این کار بیماری او را مخفی می‌کرد وبه ضررش تمام می‌شد به نظر می‌رسد که پرداخت اینگونه به طنز به نوعی تناقض شخصیت‌ها به حساب می‌آید و حس هم‌ذات پنداری مخاطب را به چالش می‌کشد.

  

مشاهده بیشتر
دکمه بازگشت به بالا